![]() |
![]() |
|
|
توضیحاتی درباره ی کتاب ناگهانی همیشه نارنجی کانون ادبیات ایران << کلیک کنید
روحی از کوچ شعله ور دارد تا هوای شدن به سر دارد دل نمی تابد از پرنده شدن در سر اندیشه ی سفر دارد توی ذهنش بهار می خندد سیب رویایی اش ثمر دارد از دو فصلی که پیش رو دارم از دو فصلی که او خبر دارد از دو فصلی که خوب می دانم آسمانی همیشه تر دارد ناگهانی همیشه نارنجی مانده در راه و در گذر دارد حس پاییزی غزل هایش بین هر جمله اش اگر دارد ترسم از جاده های برفی نیست گرچه این جاده ها خطر دارد ترسم این است بعد از این پاییز پای چشمش چروک بردارد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:6 توسط مهدی میرآقایی |
|
کلیدآرزوهای گمشده موفقیت در راهبرد رویاهای هشیارانه است بایدبیاموزیم کارگردان رویاهای دلخواه ذهن خودباشیم این یعنی جهشی بزرگ ... ما همیشه درحال تجسم چیزهایی هستیم که دوست شان داریم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 4:37 توسط مهدی میرآقایی |
|
پرنده نبودم که در ذهن آسمان جابگیرم درمتن زمین جاری شدم و زمین بوی تعفن هزار پرنده ی دل مرده را گرفته بود وهزارمرد قفس به دست به بالین پرنده هاشان می آمدند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 4:48 توسط مهدی میرآقایی |
|
|
از لب گرم تو امروز<<بیا>>دورتر است
وکسی نیست بپرسید که چرا دورتر است بوی نمناک ترین فاصله را می آری مثل حسی که ازاین حال و هوا دورتر است در تمامی زوایای نگاهم ـ همه جا انتظاری است که از ثانیه ها دور تراست بین ادراک من و آینه انگار کسی است یک نفرهست که از چشم خدا دورتر است من به گرمایش احساس خود ایمان دارم گرچه دنیای من از ذهن شما دورتر است
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 20:10 توسط مهدی میرآقایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ گوگل ریدر عناوین مطالب وبلاگ آرشيو مطالب |
| درباره وبلاگ |
If there isn’t a common language between human beings. feeling is the common language of people in all over the world and poem is the expression of common feeling with words of unanimous friendship and notice to the point when two eyes meet and two minds meet, which in this point of converge and in this common feeling the poem is born , and as we know , nothing can be born unilateral اگر زبان مشترکی میان انسان ها نباشد ،احساس زبان مشترک همه ی انسان های روی زمین است و شعر یعنی ابراز حس مشترک با واژه های همزبان دوستی و اشاره ای به نقطه ی تلاقی دو نگاه و دو اندیشه که در این نقطه ی تلاقی و این حس مشترک شعر متولد می شود ... که هیچ تولدی یک سویه نیست ازمقدمه ی مجموعه غزل "ناگهانی همیشه نارنجی" مهدی میرآقایی |
| پیوندها |
|
کانون ادبیات ایران ناگهانی همیشه نارنجی تازه های ادبی آدینه همه ی دوستان من |
|
پنجره |